طاها

طاها جان تا این لحظه 10 سال و 7 ماه و 9 روز سن دارد

دندونک و تولد طاها

دندونک

سلام ...

هی ... کلّی گذشت و دیگه ما واسه خودمون مردی شدیم ... دیگه "باباجون"، "مامانی" میگیم ... یه چن تایی دندون در آوردیم و نزدیکای راه رفتنیم ... مامانی و بابا جون واسم دندونک و تولدمو یه چن روزی جلوتر گرفتن که همه باشن و بهم خوش بگذره ... حالا بگذریم که این باباجون و مامانی وقت نکردن تا الان یه عکسی،پستی و ... واسه این دندون در آوردن من بزارن ... ولی هرموقع ماهی رو از آب بگیری تازه هست ...

آره خوش گذشت ... دستشون درد نکنه ... هرچند واسه من که کوچولو بودم زیاد تو خاطرم نمیمونه ولی هــــــــــــــــــی اونا خیلی خیلی خوش بودن ... دیگه با شادی و رقص و دست و هورا هی خودشون و تخلیه میکردن ... ولی درسته الان متوجه نمیشم اما بزرگ شدم این روزا خیلی واسم ارزشمند میشن و به خودم میبالم ...


تاریخ : 07 مهر 1393 - 03:30 | توسط : بابا جون طاها | بازدید : 4039 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

برف امسال

سلام ...

بالاخره بعد چن سالی تو شهرمون برف اومد و به قول بابا جون امسال اولین زمستون زندگی من بود که پا قدم من برکتی مثل برف رو به شهرمون که از سطح دریا هم پایین تره هدیه کرده. گفتیم که سوسول بازی و اوف و اَخ و این جور چیزا رو بذاریم کنار و به مبارکی اولین برف زندگیم در اولین زمستون زندگیم بریم تو برف و با مامان جون و بابا جون یه عکس یادگاری بگیریم و یه عکس تکی هم از من که با کمک بابا جون و عکس گرفتن مامان جونه رو واسه دوستای گل هدیه کنیم؛ البته این عکس تو حیاط مادر جون گرفته شده !!!


تاریخ : 15 بهمن 1392 - 03:10 | توسط : بابا جون طاها | بازدید : 3416 | موضوع : وبلاگ | 39 نظر